مرتبه
تاريخ : سه شنبه 24 بهمن 1391 

آزادي معنوي :

مجموعه اي است مشتمل بر 15 سخنراني که در زمانها و مکانهاي مختلف ايراد شده اند و وجه مشترک همه آنها اين است که موضوع آنها مسائل معنوي و مربوط به خود سازي و تزکيه نفس است ، اگر چه در خلال سخنراني ها گاه به مسائل اجتماعي نيز اشاره شده است . مطالعه اين کتاب گذشته از اينکه خواننده را با بعد معنوي شخصيت استاد شهيد مطهري آشنا مي سازد ، وي را گام به گام به سوي خود سازي و تقوا حرکت مي دهد و در واقع يک سلوک معنوي است . برخي موضوعهاي طرح شده در اين کتاب عبارتند از : آزادي معنوي ، عبادت و دعا ، هجرت و جهاد ، بزرگي و بزرگواري روح ، مکتب انسانيت .

آشنايي با قرآن (1و2و3و...) :

سلسله مباحث تفسيري استاد شهيد در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است که عمدتا در بين سالهاي 1350 تا 1357 شمسي انجام شده است . جلد اول اين مجموعه مقدمه و پيش درآمدي بر اين سلسله مباحث محسوب مي شود که در آن به مسائلي همچون زبان قرآن ، مخاطبهاي قرآن ، عقل از ديدگاه قرآن و ... پرداخته شده است . در مجلدات بعدي تفسير آياتي از برخي سوره قرآن از جمله حمد ، بقره ، انفال ، توبه ، نور و تقريبا جزء سي ام قرآن انجام شده است. ويژگي ممتاز اين مباحث ، توجه به مسايل و موضوعات فکري و اجتماعي روز در حين تفسير ايات قرآني است که موجب تازگي و زنده بودن اين مباحث گرديده است . ويژ گي ديگر بيان روشن و روان آن است .



ادامه مطلب
 

ارسال توسط Reza Akbarian Shurkaei
مرتبه
تاريخ : شنبه 30 دی 1391 

يك كسى عالم است و از راه علم به جامعه خدمت مى ‏كند و در حقيقت از كانال علم از فرديت خود خارج مى ‏شود و به جامعه مى ‏پيوندد؛ شخصيت فردى ‏اش از مجراى علم با شخصيت اجتماع متحد مى ‏گردد، آنچنان كه قطره با دريا متحد مى‏ گردد.

عالم در حقيقت جزئى از شخصيت خود را يعنى فكر و انديشه خود را با اين پيوستن به اجتماع جاويد مى‏ كند.
يك نفر ديگر مخترع است، از طريق اختراعش به جامعه مى ‏پيوندد؛ خدمتش به اجتماع اين است كه فن خودش، صنعت خودش، و خودش را از راه صنعتش در اجتماع خودش جاويد مى‏كند. يكى هنرمند است، مثلًا شاعر است، خودش را از طريق فن و هنرش جاويد مى‏ كند.
يك نفر معلم اخلاق است، اندرزگوست، خودش را از راه اندرزهاى حكمت‏ آميزش كه سينه به سينه منتقل مى‏ شود، در جامعه جاويد مى ‏كند.

 
يكى هم شهيد است، از راه خون خودش، خودش را در اجتماع جاويد مى‏ كند، يعنى خون جاويد در اجتماع به وجود مى‏ آورد. به عبارت ديگر، يكى به فكر خود ارزش و ابديت و جاودانگى مى ‏بخشد و آن عالم يا فيلسوف است، يكى ديگر به فن و هنر يا صنعت خود ارزش و ابديت و جاودانگى مى‏ بخشد و آن فنّان و صنعتگر يا هنرمند است، و ديگرى به حكمتهاى عملى و راهنماييهاى خود؛ اما شهيد به خون خود، و در حقيقت به تمام وجود و هستى خود ارزش و ابديت و جاودانگى مى ‏بخشد. خون شهيد براى هميشه در رگهاى اجتماع مى ‏جهد.

در حقيقت هر گروه ديگر به قسمتى از مايملك خود جاودانگى مى ‏بخشد و شهيد به تمام مايملك خود. لهذا پيغمبر فرمود: فَوْقَ كُلِّ ذى بِرٍّ بِرٌّ حَتّى‏ يُقْتَلُ فى سَبيلِ اللَّهِ وَ اذا قُتِلَ فى سَبيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِر: بالادست هر نيكوكارى، نيكوكار ديگرى است تا آنگاه كه در راه خدا شهيد شود؛ همين كه در راه خدا شهيد شد، ديگر بالادست ندارد.

منبع:
مجموعه ‏آثاراستاد شهيد مطهرى، ج‏24، صفحه 463

سایت: mortezamotahari.com



ادامه مطلب
 

ارسال توسط Reza Akbarian Shurkaei
آرشيو مطالب
پيوند ها
پشتیبانی

راسخون

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ