مرتبه
تاريخ : پنج شنبه 29 فروردین 1392 

نظر شهید مطهری در مورد ازدواج موقت
 

نویسنده: محمد ترکاشوند




 

فایده ی شبهات

من برخلاف بسیاری از افراد، از تشکیکات و ایجاد شبهه هایی که در مسایل اسلامی می شود با همه علاقه و اعتقادی که به این دین دارم به هیچ وجه ناراحت نمی شوم. بلکه در ته دلم خوشحال می شوم. زیرا معتقدم و در عمر خود به تجربه مشاهده کرده ام که این آیین مقدس آسمانی در هر جبهه از جبهه ها که بیشتر مورد حمله و تعرض واقع شده، با نیرومندی و سرافرازی و جلوه و رونق بیشتری آشکار شده است.
خاصیت حقیقت همین است که شک و تشکیک به روشن شدن آن کمک می کند. شک، مقدمه ی یقین و تردید، پلکان تحقیق است. در رساله زنده ی بیدار از رساله میزان العمل غزالی نقل می کند که:
«... گفتار ما را فایده این بس باشد که تو را در عقاید کهنه و موروثی به شک می افکند. زیرا شک پایه تحقیق است و کسی که شک می کند درست تأمل نمی کند. و هر که درست ننگرد خوب نمی بیند و چنین کسی در کوری و حیرانی بسر می برد. »
بگذارید بگویند و بنویسند و سمینار بدهند و ایراد بگیرند، تا آنکه بدون آنکه خود بخواهند وسیله روشن شدن حقایق اسلامی گردند.
یکی از قوانین درخشان اسلام از دیدگاه مذهب جعفری که مذهب رسمی کشور ماست این است که ازدواج به دو نحو می تواند صورت بگیرد، دائم و موقت.


تفاوت دائم و موقت

ازدواج موقت و دائم در پاره ای از آثار با هم یکی هستند و در قسمتی اختلاف دارند. آنچه در درجه اول، این دو را از هم متمایز می کند یکی این است که زن و مرد تصمیم می گیرند به طور موقت با هم ازدواج کنند و پس از پایان مدت، اگر مایل بودند تمدید کنند، تمدید می کنند و اگر مایل نبودند از هم جدا می شوند.
دیگر این که از لحاظ شرایط، آزادی بیشتری دارند که به طور دلخواه به هر نحو که بخواهند پیمان می بندند. مثلاً در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود، ولی در ازدواج موقت بستگی دارد به قرارداد آزادی که میان طرفین منعقد می گردد. ممکن است مرد نخواهد یا نتواند متحمل این مخارج بشود، یا زن نخواهد از پول مرد استفاده کند.



ادامه مطلب
 

ارسال توسط Reza Akbarian Shurkaei
مرتبه
تاريخ : جمعه 23 فروردین 1392 

● آغاز راه

مرتضی مطهری در دوازدهم جمادی الاولی ۱۳۳۸ قمری (دوازدهم بهمن سال ۱۲۹۸(۱) شمسی) در قریه «فریمان» که بعدها به شهرستان تبدیل شد چشم به جهان گشود. پدر او شیخ محمدحسین مطهری که تحصیلات خود را در نجف اشرف گذرانده بود، یکی از روحانیون برجسته و معظم فریمان بود. مرتضی، دروس مقدماتی را که غالبا آشنایی با قرآن مجید و دیگر تعلیمات ابتدایی بود، با شور و شوق زیادی پشت سر نهاد. درباره علاقه وافر ایشان به تحصیل در دوران کودکی، خاطره ای از پدرشان نقل می شود که در خور توجه است.

او می گوید: یک روز صبح بسیار زود، دیدم مرتضی در بستر خود نیست، همه جا را جستجو کردیم و بعد، ذهنم به طرف مکتب خانه رفت. وقتی به آنجا رفتم، دیدم مرتضی پشت در بسته مکتب خانه خوابش برده است. او به شوق درس، صبح بسیار زود از خانه بیرون آمده بود و وقتی متوجه می شود که خیلی زود به مکتب خانه آمده، همان پشت در دراز می کشد و به خواب می رود. [پس او را برداشتم و به خانه آوردم].در دوازده سالگی راهی شهر مقدس مشهد شد. این سال های سیاه با اختناق و فشار حکومت رضا خان خصوصا تحقیر و اهانت شدید به دین و مظاهر آن، همچون علما و حوزه های دینی همراه بود. گروهی از روحانیون لباس را کنار نهادند و برای رهایی از این فشار تن به سازش با محیط دادند. در چنین شرایطی، نوجوانی چون مرتضی مطهری با خود پیمان بست که به دنبال فراگیری علوم و معارف دینی باشد و تسلیم فشار موجود نشود.

او پنج سال از حساس ترین لحظات زندگی خود را در مشهد گذراند و در سال ۱۳۱۶ ه.ش برای ادامه فراگیری بیشتر مسائل دینی عازم قم شد زیرا حوزه علمیه مشهد با وجود برخورداری از اساتید ممتاز، دچار رکود و سستی گشته و زیر فشار اسلام زدایی رضاخانی ناتوان شده بود.



ادامه مطلب
 

ارسال توسط Reza Akbarian Shurkaei

یک مساله که خاطره ای است برای من از خاطراتی که با استاد داشتیم دراینجا ذکر می کنم. می دانید که از سال 50 تا سال 57 از لحاظ فکری سالهای پر بحرانی برای مردم و سالهای نگران کننده ای بر ای افرادی مثل ایشان بود. مجاهدین خلق در صحنه بودند و افکار انحرافی داشتند. معمولا در بعضی موارد آنها محور هم بودند و این باعث شده بود که خیلی از جوانها حالت انحرافی پیدا کنند و ایشان خیلی نگران بودند از طرفی چون من هم در میدان بودم ایشان نگران بودند که مبادا من هم طرز تفکر انحرافی پیدا کنم. یک بار وقتی که من از زندان آزاد شدم ایشان جمله از من شنیده بود که ومن در یک بحث که با سران مجاهدین داشتیم موقعی که آنها رسما اعلام مواضع مارکسیستی کردند گفته بودم آنها مواقعی که دیدند ما دیگر آنها را تایید نمی کنیم پیش ما آمدند و گفتند : مگر شما ضد شاه نیستید؟ گفتیم : چرا. گفتند مگر شما ضد استثمار نیتسید؟ گفتیم چرا. گفتند خوب ما داریم علیه استثمار شاه می جنگیم و شما هم باید ما را تایید کنید. من گفتم ما با آن ضد استثماری که خدا نداشته باشد موافق نیستیمو ارزشی برای آن قائل نیستیم ما آن حرکت ضد استثماری و ضد شاهی را می پسندیم که در سایه تعلیمات الهی و با قبول خدا باشد و باز تعبیری که به آنها گفتم این بود که : ما هیچوقت مبارزه نمی کنیم که شاه برود و جایش استالین بیاید. با کسی هم که مبارزه کند تا استالین را به جای شاه بگذارد مبارزه می کنیم. وقتی مرحوم مطهری این جمله را شنیده بودند خیلی خوشحال شده بودند و وقتی که من از زندان آزاد شدم ایشان به من گفتند که وقتی من شنیدم که تو این جمله را با صراحت گفته ای، دیگر خاطرم جمع شد که کسانی هستند که جلوی انحراف فکری را بگیرند.

منبع: http://www.motaharimuseum.ir/



ادامه مطلب
 

ارسال توسط Reza Akbarian Shurkaei

باید گفت دارای نقش اساسی بود، هم از نظر فکری – چه ایشان پلی شده بود بین دانشگاه، فیضیه، روحانیت و قشر دانشگاهی و حتی بازاری – و هم در مبارزات. سال 41 که مبارزاتشان شروع شد نقش درجه بالایی داشت. چهار پنج نفر بودند که سرپرستی گروه موتلفه را که در شکل دادن به مبارزات اسلامی در سال 41 و 15 خرداد 42 بسیار موثر بودند به عهده داشتند. آقای مطهری جزو گروه پنج نفری بود که می گردادند و حتی واسطه بود بین امام واینها و روی هم رفته باید سهم قابل توجهی برای ایشان در شکل گیری مبارزاتاسلامی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد قائل باشیم. سال آخر هم که سال اوج اعتراضات و مبارزات ایران بود ایشان در کانون و کادر مرکزی گرداننده این جریانات سال آخر بود و وقتی هم می رسیم به تشکیل حکومت اسلامی، ایشان از طرف امام مامور شده بودند امام چهار پنج تا اسم به ایشان داده بودن که ایشان آمدند هسته اصلی شورای انقلاب را تشکیل دادند و بعد همان بود که کم کم توسعه پیدا کرد که حکومت قانونگذاری و اجرایی بعد از انقلاب را اجرا کردند و حتی وقتی امام از پاریس برگشتند و نقطه مهم آن روز منزل امام بود ایشان با همه گرفتاریهایی که داشتند (عضو شورای انقلاب بودند، عضو گروه سرپرست اداره منزل امام هم بودند) چون آن روز اداره منزل امام فوق العاده اهمیت داشت به این کار پرداختند و درماههای اول تشکیل حکومت اسلامی ایشان نقش بعد از امام را داشتند ایشان جزو آن چهار پنج نفر بودند.

منبع: http://www.motaharimuseum.ir/



ادامه مطلب
 

ارسال توسط Reza Akbarian Shurkaei
مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 21 فروردین 1392 

سال گذشته در آن اوج مبارزات به من می فرمود به خدا اگر امام و رهبر ما پیروز بشود هیچ پستی من نمی خواهم هیچ مقامی نمی خواهم، برای من همین زندگی که الان دارم، کتابخانه ام برای من بهترین لذت است من همین را می خواهم که بنشینم و کتاب بنویسیم، بنشینم و تحقیق کنم، بنشیم از اسلام عزیز دفاع کنم، این هدفمن است بنابراین، این کوشش و این تلاش، ارزش شخصی برای من نیست و دیدیم راست می گفت و پس از پیروزی با اینکه در سطح بسیار بالایی قرار داشت (ما اگر یک مطلبی را می خواستیم خدمت امام بگوییم همه دوستان ما فکر می کردند تنها فردی که امکان دارد با امام صریح صحبت کند و امام علاقه به او دارد و او را می پذیرد فورا می گفتیم برویم خانه آقای مطهری به آقای مطهری بگوییم ایشان خدمت امام عرض کنند چون می دانستیم امام به ایشان علاقه دارد) می گفت من که مشغول تحقیق و تالیف برای من منصب و مقام مهم نیست جز همین که مشغول تحقیق و مشغول نوشتن کتاب و مقالات باشم.

منبع: http://www.motaharimuseum.ir/



ادامه مطلب
 

ارسال توسط Reza Akbarian Shurkaei

یادم است که در سال 1326 که در قم با آقای مطهری و آقای منتظری و آقایان دیگر علاوه بر درس و بحث و کارهای طلبگی مان همیشه به فکر سامان دادن به روحانیت و پربار کردن این نهاد اسلامی اجتماعی بودیم در همان سال یک حرکتی را در یک جمع حدود 18 نفری انجام دادیم که زمینه بود برای همکاری بیشتر و پردوام تردر جلسه ها و بحثهای مختلف. همواره این سخن می رفت که باید برای عظمت فکری و معنوی و تعالی اخلاقی و سامان یافتن هرچه بیشتر روحانیت تلاش کرد. در سال 1340 پس از فوت مرحوم آیت الله بروجردیجمعی برای بحث و گفتگو پیرامونمرجعیت و روحانیت در تهران به وجود آمد مجموعه بحث ها در همین کتاب بحثی درباره مرجعیت و روحانیت تنظیم و چاپ شد. شوری بود در همه برای اینکه باید برای رشد روحانیت و سازماندهی آن تلاش کرد. این شور و علاقه در ایشان و در همه ما همیشه حضور و جود دارد و همیشه در این اندیشه ایم که چه خدمتی باید در این راه انجام دهیم. مرحوم آقای مطهری در آخرین سالهای زندگیشان بر آن شدند که سفرهایی مرتب به قم بروند و با شروع بحثهای پرمحتوا برای طلاب درس خوانده تر و فاضل تر، حرکتی را در راه غنای فکری حوزه دنبال کنند و توسعه بدهند، حرکتی که چه بسا می توانست به ساماندهی های دیگر بیانجامد. دریغا که این حرکت پر برکت ایشان با شهادتشان ناتمام ماند.

منبع: http://www.motaharimuseum.ir/



ادامه مطلب
 

ارسال توسط Reza Akbarian Shurkaei
(تعداد کل صفحات:13)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]   [>]  

آرشيو مطالب
پيوند ها
پشتیبانی

راسخون

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ